رها دختر پائیزی من

(خاطرات)

سیندرلا

رها: مامان، چرا تو برای من ژپون جداگونه نمی خری؟

من: برای چی می خوای؟ 

رها: آخه می خوام هر وقت لباس خونگی هم می پوشم دامناش پف وایسه

دست کم 10 بار فیلم cinderells2015 رو دیده هر روز با لباسای پف و قرقریش داره برای ما نقش سیندرلا رو بازی می کنه، جمله به جمله و کلمه به کلمه فیلم رو از حفظ می گه و خلاصه عالمی داره برای خودش.


برچسب‌ها: روزانه ها
[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۶/۰۳ ] [ 15:43 ] [ محبوبه ] [ ]


جشن پایان دوره pockets

دیروز رها و همکلاسی هاش در جشن کوچیک اما با صفایی که زبانکده به مناسب اتمام دوره pockets براشون ترتیب داده بود شرکت کرده و هم مدرک این دوره رو کسب کرد و هم در کنار دوستان خوبش و تیچرهای نازنینش اوقات لذت بخشی رو گذروند

 

(رها و دوستاش و تیچرهای نازنینش)

( رها و مدرک پایان دوره ش)

 

به امید موفقیت های بیشتر...


برچسب‌ها: روزهای خوب و قشنگ زندگی
[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۶ ] [ 14:41 ] [ محبوبه ] [ ]


روزت مبارک دختر شیرینم

این روزها با تمام وجود ، حضور یه دختر (دخترِ دخترِ دختر) رو کنارم حس می کنم

لباسای پف

تاج های رنگارنگ

دامنای بلند

لاک ناخن های رنگی رنگی

کیف های کوچولوی مچی

درخواست های پی در پی برای شنیون موهاش

نمایش های پرنسسی بازی کردنش

کارتون های سوفیا، سیندرلا، تینکر بل، توت فرنگی و ... تماشا کردناش و ذوق کردناش

عشوه ها و ناز کردناش

صورتی و بنفش پوشیدناش

 .

 .

 .

رها خیلی دختره، دخترونه ی دخترونه


برچسب‌ها: روزهای خوب و قشنگ زندگی
[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۶ ] [ 14:30 ] [ محبوبه ] [ ]


فکر بکر

 

من: داری چکار می کنی مامان؟

رها: هیسسسسسس

من: حداقل یکیشو انتخاب کن، یا تبلت یا تلویزیون.

رها: من که تبلت بازی نمی کنم، دارم کارتونمو ضبط می کنم که هر وقت بابا خواست اخبار ببینه من بیکار نمونم.

من: 


برچسب‌ها: روزانه ها
[ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۲ ] [ 18:4 ] [ محبوبه ] [ ]


زبان تصویری

رها همیشه به راحتی نظر و احساساتشو تو خونه مطرح می کرده و پاسخ مناسب که معمولا باب میلش هم بوده دریافت می کرده. اما این اواخر به راحتی قبل به خواسته هاش نمی رسید و از طرف ما با پاسخ هایی همچون: "صبر کن" ، "هنوز وقتش نیست" ، "باید سعی کنی تحمل کنی" ، " نوبت تو نیست" ، " گریه نداره" و ...مواجه می شد.

یادم می یاد یه بار که به خواسته ش نرسیده بود، به سرعت رفت تو اتاقش و چند ثانیه بعد با کاغذی در دست که مثل یه تابلو روی سینه ش نگه داشته بود اومد پیشمون:

( اون کلمه رها رو هم خودش نوشته)

و گفت : "فکر می کنید این یعنی چی؟" گفتیم یعنی رها ناراحته. گفت: "می دونید اگه دخترتون رو ناراحت کنید خدا هم از دستتون ناراحت می شه؟"

خلاصه با چرب زبونی رها و قربون صدقه های ما دخترک از ناراحتی در اومد و به مرادش رسید.

رها همچنان میوه نمی خوره و از بوی میوه و میوه خوردن بقیه متنفره و همیشه به باباش اعتراض می کنه که میوه نخوره یا ظرف میوه ش رو از رها دور نگه داره، این اواخر که این حرفش تاثیر گذار نبود با این تابلو وارد عمل می شه:

وقتی حرف من و باباش به درازا می کشه و مجبوره برای حرف زدن یا بازی کردن منتظر بمونه اینطور چاره می اندیشه:

فیلم دیدن باباش که طولانی می شه و مجبور می شه برای TV دیدن صبور باشه ، این تابلو رو تقدیم باباش می کنه:

صحبت های تلفنی من که زیاد می شه تابلوی مخصوص به خودش رو داره، برای اینکه یک روز به رها و صرفا بازی های اون اختصاص داشته باشه پلاکارد ویژه طراحی می کنه و به همه جای خونه می چسبونه، تابلوی بلوز شلوار ممنوع و فقط و فقط پیراهن و دامن خیلی زیبا کشیده شده بود و ...خیلی تابلوهای دیگه که این روزا باهاشون آشنا می شیم. جالب اینجاست که این تابلوها همه در عرض چند ثانیه و خیلی خیلی سریع آماده می شن اما تاثیرشون فوق العاده بالاست.


برچسب‌ها: روزانه ها
[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۱ ] [ 3:38 ] [ محبوبه ] [ ]


ماجراهای فلیکس

رها کتابی با عنوان:" فلیکس به گذشته سفر می کند" داره که در مورد خرگوش عروسکی به نام فلیکسه که این خرگوش متعلق به دختری بنام سوفی هست. فلیکس به دوران هایی از گذشته سفر می کنه و از اونجاها برای دوستش نامه می فرسته و شرح حال اندکی از اونجا رو برای سوفی بیان می کنه

داستان کتاب و نامه های خوب فلیکس رها رو حسابی مجذوب این کتاب کرده و باعث شده رها سوالات مکرر و کنجکاوانه ایی در مورد دوران های مختلف از قدیم بپرسه.

تو این کتاب از دوران سنگی ، دوران یونان باستان، وایکینگ ها ، قرون وسطا ، سرخپوست ها و ژاپنی ها مطالبی عنوان شده. منم سعی کردم به کمک تصاویری از این دوران ها که در اینترنت پیدا می کنم کارت هایی برای رها بسازم:

بعد ازش خواستم به دقت به کارت ها نگاه کنه و ببینه می تونه با توجه به مطالبی که در کتاب در مورد دوران های مختلف گفته شده ، تصاویر مربوط به هر دوران رو پیدا کنه و زیر هم قرار بده

بدین ترتیب هم بازی کرد و هم از مطالب مفید کتابش بیشتر بهره برد

 

 


برچسب‌ها: بازی ها و سرگرمی ها
[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 3:53 ] [ محبوبه ] [ ]


وقتی آب های رنگی در هم حل نمی شن...

جایی خوندم که به علت اختلاف دانسیته آب مصرفی شهری با آب دریاچه نمک و آب اقیانوس ، این سه نوع آب در هم حل نمی شن و بر روی هم شناور می مونند.

همیشه وقتی رها با گواش یا آبرنگ کار می کنه و برای شستن قلم مو از یه لیوان آب استفاده می کنه ، تغییر رنگ آب در دفعات مختلف براش جالب و قابل توجه هست که چطور رنگ ها در هم آمیخته می شن و رنگ جدید تشکیل می شه. 

فکر کردم برای رها هم جالب و جذاب باشه تجربه کردن موقعیتی که دیگه آبهای رنگی مختلف در هم حل نمی شن و از هم جدا می مونن.

یه آزمایش ترتیب دادیم با این وسایل:

رها هر سه لیوان رو تا یک اندازه از آب پر کرد:

برای ساخت آب شور دریاچه نمک به لیوان اول 3 قاشق نمک اضافه کردیم

برای ساخت آب اقیانوس به لیوان دوم 1 قاشق نمک

و لیوان سوم رو نمک نزدیم

از رها خواستم به دلخواه خودش هر کدوم از آب ها رو رنگ های متفاوت بزنه

به کمک قطره چکون مقداری از آب دریاچه نمک رو بر می داره و داخل لوله آزمایش می ریزه:

برای دفعه دوم قطره چکونش رو به همون میزان بار اول از آب اقیانوس پر می کنه و خیلی آروم به لوله آزمایش اضافه میکنه:

برای بار سوم مجددا قطره چکون رو به همون اندازه قبل از آب معمولی بدون نمک پر می کنه و به لوله اضافه می کنه

بدین ترتیب هر دو شاهد شناور موندن آب های رنگی روی هم بدون حل شدن در هم با یه ظاهر زیبا و جذاب بودیم.

 


برچسب‌ها: بازی ها و سرگرمی ها
[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۷ ] [ 3:35 ] [ محبوبه ] [ ]


سلام به همه ی دوستان گل و همیشگی

اونقدرا دوران حبس بلاگفا به درازا کشید که بالاخره یه پیج تو اینستاگرام مختص به دخترک و بازی ها و سرگرمی هاش براه انداختم:

همراهانی که دوست دارن می تونن ما رو با یوزر playtime.raha تو محیط اینستاگرام فالو کنن.


برچسب‌ها: روزانه ها
[ شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۶ ] [ 2:56 ] [ محبوبه ] [ ]


به دنبال کسب درآمد

با رها داخل یه مغازه اسباب بازی فروشی هستیم و یه اسباب بازی خیلی گرون قیمت نظرش رو جلب می کنه و ازم می خواد براش بخرم. بهش می گم که ما الان دنبال همچین اسباب بازی نیستیم و این جور وسایل رو باید در موقعیت ها یا مناسبت های خاص بخریم. بعد می پرسه:"چرا الان موقعیت خاص نیست؟" صادقانه بهش می گم که این اسباب بازی احتیاج به پول زیادی داره که الان نمی تونم پرداخت کنم و تو یه موقعیت خاص از قبلش پول برای خرید اون رو آماده می کنم.

شب که خونه ایم می ره پیش باباش و می گه: "می شه منم فردا باهات بیام شرکت؟ آخه وقتی دو نفری کار کنیم می تونیم پول زیادتری بدست بیاریم"

یه بار دیگه که می بینه باباش داره با لپ تاپش کار می کنه، می ره سراغش و می خواد اجازه بده که یه سری بازی کامپیوتری انجام بده. وقتی می شنوه که الان نمی شه و بابا باید کارهاشو انجام بده می یاد پیش من و می گه:" مامان لطفا لپ تاپتو بهم بده، منم میخوام مثل بابا تو خونه کار کنم و پول در بیارم.

[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۶ ] [ 23:29 ] [ محبوبه ] [ ]


خاک بازی

وقتی برای فرار از گرما بازی های دل طبیعت رو وارد خونه می کنیم:

برای خوندن شرح بازی ها بفرمائید ادامه مطلب...

[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۴ ] [ 23:5 ] [ محبوبه ] [ ]